پایان مدیریت شاهینی، آغاز پرسشهای جدی درباره سرنوشت نیروهای توانمند

وقتی یک کاربر مجازی، فضا را به میدان تاختوتاز شایعه و فیکنیوز تبدیل کند، نتیجهای جز بیاعتمادی و فرار استعدادها در پی نخواهد داشت. ماجرای اخیر و پایان دوره مسئولیت دکتر جهانگیر شاهینی، یکی از مدیران برجسته ملی، نمونه روشنی است که نشان میدهد تخریب آگاهانه نخبگان، چگونه میتواند مسیر توسعه را مسدود کند.
در هفتههای گذشته، به شکلی هدفمند، یک کاربر مجازی، مجموعهای از شایعات بیاساس علیه دکتر جهانگیر شاهینی در یک کانال معلومالحال منتشر شد. این ادعاها از غیرمرتبط بودن مدارک تحصیلی گرفته تا نسبت دادن سوابق غیرمرتبط، بدون هیچ مستند رسمی، تنها با هدف تخریب چهرهای با کارنامهای درخشان مطرح گردید.
کارنامه علمی و مدیریتی شاهینی هرگونه تردید را از میان میبرد: دو مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه تهران، دو مدرک دکتری معتبر داخلی و خارجی، دهها مقاله علمی و ISI، و مسئولیتهای کلیدی در بالاترین نهادهای برنامهریزی و توسعه کشور؛ از ریاست مرکز برنامهریزی و بودجه و نوسازی اداری سازمان ملی استاندارد ایران، تا معاونت توسعه مدیریت و منابع مرکز آموزش مدیریت دولتی، معاونت سازمان مدیریت و برنامهریزی و ریاست مرکز آموزش و پژوهشهای توسعه و آیندهنگری، ریاست اداره توسعه مدیریت و سرمایه انسانی، و نمایندگی تامالاختیار سازمان ملی استاندارد در میز تخصصی سازمان اداری و استخدامی کشور. افزون بر اینها، دهها مأموریت و سمت ملی و استانی دیگر، دامنه اثرگذاری او را بهخوبی نشان میدهد.
در استان، شاهینی مدیری میدانی و آیندهنگر بود که بیش و پیش از بسیاری از مدیران بومی، درد مردم را لمس میکرد. او نه اهل منفعتطلبی شخصی بود و نه از مسئولیت، ابزاری برای کیسهدوزی ساخت. با این حال، پایان دوره مدیریتش همزمان با شدت گرفتن موج تخریبها و حملات هدفمند شد؛ موجی که بازتابی از یک بحران عمیقتر است: فراموش کردن سرمایههای انسانی.
چنین فضای مسمومی باعث میشود مدیران توانمند غیربومی، رغبتی به خدمت در استان نداشته باشند و حتی نیروهای متخصص بومی نیز ترجیح دهند توان خود را به استانهای دیگر ببرند؛ روندی که همانند یک مهاجرت خاموش، زیرساختهای توسعه را تهی میکند. برخورد با نخبگان در قالب شایعهسازی، نه انتقاد سازنده است و نه مطالبهگری؛ بلکه تیشهای است بر ریشه توسعه.
اکنون که دکتر جهانگیر شاهینی از مسئولیت مدیریتی در استان کنار رفته است، واقعیت این است که او همچنان سرمایهای ملی و ظرفیتی کمنظیر برای هر جایگاهی است که نیاز به تحول و مدیریت تخصصی داشته باشد. اما سؤال اصلی باقی میماند: تا کی قرار است نگاههای تخریبی و عملیات روانی رسانههای زرد، راه را بر حضور چنین مدیرانی سد کند؟
اگر دغدغه توسعه و آینده استان را جدی میگیریم، باید پیش از هر گامی، این بدعت خطرناک را متوقف کنیم. چون روزی که سرمایههای انسانی از دست بروند، بازگرداندنشان نه با بودجه ممکن است و نه با شعار.
- هجده بهار و هزار حسرت
- میز خدمت بنیاد شهید کهگیلویه به مناسبت سالروز نخستین نماز جمعه کشور در دهدشت برپا شد
- مهار کامل آتشسوزی مراتع ضرغامآباد کهگیلویه/ جلوگیری از سرایت حریق به دیگر جنگلها و باغات
- انتصابات جدید در ادارهکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان کلید خورد/ جزییات
- بیمارستان امام خمینی (ره) دهدشت در جمع ۱۴ بیمارستان برتر کشور قرار گرفت
- نخستین هکاتون اجتماعی دهدشت با هدف تبدیل ایدهها به استارتاپ برگزار شد
- دیدار سرپرست بنیاد شهید کهگیلویه با مدیرعامل شرکت پتروپارس با محوریت توسعه همکاریهای مشترک
- یادداشت دوم_بحران خودکشی در کهگیلویه و بویراحمد
- اجرای مصوبات مدیریت محلهمحور باید به نتایج ملموس منجر شود.
- خورشید در نیزار





